دعا در اسلام

اهمیت دعا در اسلام

بخش عظیمی از احکام اسلامی را عبادات تشکیل می دهد. خداوند متعال برای همه عبادات حد و مرزی قایل شده به جز دعا و ذکر که آن را حد و مرزی نیست و وسیله ای برای نیل به تقرب الهی به شمار می رود.

در اهمیت دعا همین بس که نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) می فرماید: « قضای الهی را جز دعا برنمی گرداند». مطابق این فرمایش پیامبر(ص) ، دعا وسیله ای است که بلای مقرر ؛ یعنی بلایی را که اراده الهی به انجام آن تعلق گرفته، مرتفع می سازد.

در همین زمینه از عبدالله بن سنان از امام ششم حضرت صادق(ع) نقل شده است که فرمود: « دعا قضای خداوند را پس از آنکه حتمی شده باشد بر می گرداند، بسیار دعا کنید که دعا کلید همه رحمتها و وسیله رسیدن به همه خواسته ها است و به فیوضات حق نمی توان رسید مگر به وسیله دعا که هر دری که زیاد کوبیده شود، به روی انسان گشوده خواهد شد» .

همچنین از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده است : « به دعا بسیار دست یازید که دعا بلا را می گرداند حتی بلایی که مقدر شده باشد و تا سرحد امضای باریتعالی رسیده باشد».

پیامبر مکرم اسلام(ص) ، حضرت محمد مصطفی(ص) می فرمایند: « بلا چون قندیلی است که بین آسمان و زمین معلق می ماند، اگر بنده از خدا عافیت خواهد خداوند بلا را از او بگرداند» و نیز فرمود: « هر آنچه می خواهید، حتی بند کفش خود را از خداوند بخواهید که اگر خداوند آنها را برآورده نکند هرگز برآورده نخواهد شد.»

از خصوصیات مؤمن آن است که خدا را تنها هنگام تلخکامی ها و بروز حوادث و یا آنگاه که دچار بلا می شود نمی خواند؛ بلکه او همیشه لبانش به ذکر الهی مشغول و قلبش به یاد خداوند می تپد. او در عین سلامتی، طلب صحت از خداوند می نماید نه به هنگام مرض و بیماری.

نکته قابل توجه آن که گاهی دعا وسیله انتشار دین و حفظ ارزشهای اسلامی می گردد، همچنان که در عصر حضرت امام زین العابدین (ع) چنین بود. آن حضرت اهداف و ارزشهای والای انسانی و اسلامی را در دعاهای معروف خویش « صحیفه سجادیه» بیان می فرمودند تا آنجا که به قول مقام معظم رهبری می توانیم بگوییم که اگر دعاهای آن حضرت نبود قیام حضرت اباعبدالله علیه السلام بی ثمر می بود.(1)

این کتاب به لحاظ اهمیت ویژه ای که در معارف اسلامی دارد، اخت القرآن لقب گرفته است، یعنی همانطوری که قرآن کریم از جانب خداوند متعال به زبان محمد(ص) بیان شده است، صحیفه سجادیه هم به زبان حضرت امام زین العابدین بیان شده است.

این مجموعه را در حقیقت باید یک دایره المعارف اسلام دانست که حاوی بسیاری از علوم و حقایق اسلامی است که از راه دعا وارد شده و به دست ما رسیده است. بنابراین دعا همواره وسیله ای است برای تقرب جستن به سوی خدا که در لسان و روایات از آن به عنوان سلاح تعبیر شده است.

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: « می خواهید شما را به سلاحی هدایت کنم که شما را از دشمنان محفوظ نگهدارد و روزی تان را فراوان سازد؟ گفتند: آری یا رسول الله. فرمود: آفریدگار خود را شب و روز بخوان که سلاح مومن، دعا است».

و نیز از امام محمد باقر(ع) نقل شده است: « هیچ چیز نزد خداوند تبارک و تعالی از آن محبوبتر نیست که دعا کنی و از او حاجت بخواهی و هیچ چیز نزد خداوند مبغوض تر از آن نمی باشد که در عبادت او تکبر ورزی و از نعمتهایش چیزی نخواهی».

در قرآن کریم چنین آمده است: « و اذا سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان». علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان ذیل این آیه می گوید: در این آیه اجابت دعا به جمله « اذا دعان» قید شده؛ یعنی « در صورتی که مرا بخواند» و این قید زاید بر اصل مطلب نیست؛ چون فرض کلام دعا کردن خداوند است و فایده چنین قیدی این است که اجابت به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و بدون شرط دعای صاحب دعا به اجابت خواهد رسید. نظیر آیه: « ادعونی استجب لکم»(2) که شرط استجابت دعا را تنها دعا کردن قرار داده است. هریک از این نکات به نوبه خود بر شدت عنایت امر دعا دلالت دارد و از خصوصیات این آیه شریفه این است که با همه اختصارش هفت مرتبه ضمیر متکلم در آن تکرار شده است. این تنها آیه ای است که در قرآن مجید از این امتیاز برخوردار است(3)

از مواردی که بر اهمیت دعا می افزاید این است که دعا خود نوعی عبادت است . چنانچه در تفسیر آیه« و قال ربکم ادعونی استجب لکم أن الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین» چنین آمده است:

این آیه علاوه بر این که مردم را به دعا کردن دعوت می کند و به ایشان نوید اجابت می دهد، دعا را عبادت شمرده و ترک کننده آن را به جهنم تهدید می نماید و چون مراد از « عبادت» در این آیه دعا است و برای ترک آن وعده عذاب الهی داده شده و عذاب اختصاصی به ترک یک قسم از اقسام عبادت ندارد، پس تمام اقسام عبادت به مقتضای این آیه دعا است.(4)

و در جایی دیگر در تفسیر همین آیه چنین آمده است:

این آیه دعوتی است از خداوند متعال به همه بندگانش ، دعوتی است به دعا و خواندن او، وعده ای است به استجابت آنان . به طوری که می بینیم هم دعا را مطلق آورده و هم مستجاب کردن آن را . کلمه داخرین جمع اسم فاعل از مصدر خور است- و به معنای ذلت است و این آیه دعای در آیه قبلی را مبدل به عبادت کرده تا بفهماند که دعا خود نوعی عبادت است.(5)

فضیلت دعا

این که خداوند متعال برای هر عبادتی جز دعا و ذکر حد و مرزی قایل شده خود دلیلی است بر فضیلت دعا.

در مکارم الاخلاق روایت شده که فضیلت دعا از خواندن قرآن بیشتر است؛ زیرا خداوند می فرماید: « قل یعبؤکم ربی لو لا دعاءکم» یعنی: اگر دعای شما نبود، پروردگار به شما توجهی نداشت و این معنی از حضرت باقر (ع) و حضرت صادق(ع) هم روایت شده است.(6)

غزالی در « احیاءعلوم الدین» می گوید: و درود فراوان بر سید انبیا ، محمد مصطفی (ص) و بر اهل بیت و یاران او که بهینگان اولیاءند و گزیدگان اصفیا ، بدان که پس از خواندن کتاب رحمانی و منشور آسمانی، هیچ عبادتی که آن را به زبان گزارند، فاضل تر از آن نیست که ذکر الهی گویند و حاجات خود را به دعای خالص در آن حضرت عرضه دارند.(7)

در «جامع السعادات» هم بیان شده که روزی حضرت ابراهیم(ع) به چیزی از لوازم زندگی احتیاج پیدا کرد و به یکی از همسایگان خود اظهار احتیاج نمود و او حاجت حضرت ابراهیم را برآورده نساخت. از این رو آن حضرت افسرده خاطر شد . خطاب شد به او که : « لو سئلت خلیلک لاعطاک» اگر حاجتت را از دوست خود حضرت حق سؤال می کردی به تو می داد. عرض کرد: خدایا چون تو از دنیا مذمت نمودی ترسیدم آن حاجت را از تو سؤال کنم و مورد غضب قرار گیرم. خطاب شد به او: « لیست الحاجه من الدنیا» یعنی: طلب حاجت جزئی از دنیا نیست. پس معلوم می شود که یکی از وظایف بزرگ بندگان اظهار حاجت نمودن آنها درب خانه حضرت حق در موقع گرفتاری و ابتلاءات خود است؛ بلکه از بسیاری از اخبار استفاده می شود که خود دعا و اظهار حاجت پیش خداوند از عبادات بزرگ است، اعم از اینکه دعا مستجاب بشود یا نه؛ چنانچه در « سفینه البحار» از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود: « افضل عباده امتی بعد قراءه القرآن الدعا» یعنی: بعد از قرائت قرآن برتریت عبادات امت من دعا کردن است.

پا نوشتها:

1-       نقل به مضمون از سخنان مقام معظم رهبری

2-       مؤمن/60

3-       ترجمه و تفسیر المیزان/ ج 3/ ص 41

4-       همان/ ص 46

5-       همان/ ج 34/ ص 226

6-       همان / ج 3/ ص 47

7-       امام محمد غزالی/ احیا علوم الدین/ ج 2/ ص 399

/ 0 نظر / 18 بازدید