آشنایی با فرهنگ دعا

آشنایی با فرهنگ دعا

مقدمه

نیایش و دعا گوهر گرانقدری است که ریشه در سرشت پاک آدمی داشته و خداوند متعال آن را توسط انبیاء و اولیای خود به انسانها آموزش داده است. همه ما کم و بیش با این گنج بی نظیر سر وکار داشته و آشناییم؛ اما آنطور که باید و شاید از آن بهره نجسته ایم.

آنگاه که آدمی دست نیایش به سوی خداوند منان برمی دارد، در واقع هیچ حائلی بین او و خالقش در کار نیست و با ابراز بندگی و اظهار عجز و ناتوانی در مقابل خالق یکتا غوغایی در هستی در می گیرد و فاصله میان عبد و معبود بی معنی می شود. هرچند واقعیت های زندگی نشان از این دارد که از این فرایند استفاده بهینه و مناسب نشده و در بطن زندگی انسانها راه نیافته است؛ زیرا که دعا و زیارت بهترین وسیله برای ارتباط بین خالق و مخلوق است.مسئله دعا در همه ادیان و مذاهب باستانی و غیر باستانی ، ادیان توحیدی و غیر توحیدی به نوعی مطرح شده و در قالب سرود ، قربانی ، نواختن موسیقی و خواندن اذکار و ادعیه ای مخصوص و غیره تجلی کرده است؛ چرا که فطرت بشر به گونه ای طراحی شده که در هنگام نیاز و کمبود، با وسایل مختلف متوسل به نیروی مافوق خویش می شود. ما مى‏توانیم از این فرصت طلایی که خداوند در اختیار ما نهاده و ابزارهای گوناگونی برای انجام آن معرفی کرده براى دستیابى به زندگى بهتر و پربارتر بهره‏ بگیریم، امری که همه آگاهان و متفکران از آن استفاده کرده و وجود خویش را از یقین، آرامش و نشاط معنوى لبریز کرده و به جنگ با انحرافات ، لغزشها و دغدغه های زندگی رفته اند.

 

 

پیشینه دعا

دعا در ادیان باستانی

آدمی همواره بر اساس فطرت درونی خویش به هنگام بروز حوادث روزگار دست به دعا بر می داشته و به پرستش و خضوع در برابر معبود خویش پرداخته است. در مورد پدر بودا چنین آمده است:

« شاه روزها همه روز برای خدایان بیشماری که هندوان آن زمان می پرستیدند، قربان می داد و به مردم نیکویی می کرد و ساعت ها کتاب دینی خود را تلاوت می نمود و همیشه دعا می کرد تا پروردگار او را پسری دهد که پس از مرگش بر مردم حکم براند.(1)

درکتب بودایی نام خدایان هندی و سروده هایی را که باید برای خدایان خوانده شود ذکر شده است. این مسئله نشان می دهد که آنان ساعاتی را برای راز و نیاز و دعا و نیایش اختصاص می داده اند.

در مورد خود بودا نیز چنین نقل شده است که چون کاخ شاهنشاهی پدر را برای کشف راز بزرگ هستی ترک کرد، از این سوی به آن سوی می رفت تا به آموزگار بزرگ « آلارا» رسید. بودا به آلارا گفت: راز بزرگ هستی و خرد را به من بیاموز .! آلارا به او پاسخ داد که کتاب ودا را که پر از سروده ها و ادعیه و اوراد در مورد خداوند است ، بخوان تا در آن راز بزرگ هستی و خرد جهان را بیابی.

از این رو در می یابیم که دعا در دین بودایی جایگاه ویژه ای داشته به طوری که پیروان این دین در سراسر آسیا پرستشگاهها و معابد بزرگی برای انجام مراسم دعا و نیایش ساختند که در هر کدام پیکره ای از بودا برپا شده بود . امروزه پیروان بودا به یاد وی در پای پیکره های او گل می ریزند و عود می سوزانند و بودا را چنان می پرستند که پنداری خدا بوده است.(2)

در مقابل ، در بین ادیان باستانی ، دینهایی بودند که به دعا کردن و نیایش خدا اعتقادی نداشتند. مثلا در آیین «جینی ماهاویرا »رییس آیین جینیزم معتقد است که او به «کست» های گوناگون عقیده ندارد ، بت ها را نمی پرستد و بت پرستی را روا نمی دارد و نیز بر این باور است که دعا کردن را سودی نیست و برای هیچ کس ارزشی ندارد. آنگاه از وی می پرسند: اگر تو به «کست» ها باور نداری و اگر نمی پذیری که پرستش بتها و دادن قربان و خواندن دعا سودی ندارد، پس به ما بگو هرگاه گناهی کردیم چگونه بخشایش بطلبیم تا بتوانیم به نیروانا بپیوندیم؟ ماهاویرا می گوید: بخشایش و زندگی نیکو با دعا ، با دادن قربان و با پرستیدن بت بدست نمی آید و تنها با کردار نیک می توان به نیروانا راه جست(3)

در مورد سیکها نیز در کتاب سرگذشت دینهای بزرگ چنین آمده است که آنان هر روز کتاب مقدس خویش را تلاوت می کنند و در شهر آمریتسار که شهر مقدس آنان است، پرستشگاهی ساخته اند و در آن به نیایش «گرفت» صاحب مقدس خویش می پردازند.

در آیین هندوییزم ، هندوانی که «شیوا» خدای بزرگ را می پرستند، روزه شیواراتی می گیرند. این خدا هواخواهان زیادی داشته و هندوان به احترام او روزه شیواراتی می گیرند که دو شب و یک روز به طول می انجامد. شب اول را در پرستشگاه می گذرانند و سرودهای « شیوا» را می خوانند.

چینیان نیز مانند دیگر مردمان روزگار کهن پرستنده طبیعت بودند ومی اندیشیدند که خورشید و ماه و آتش و باد ، تندر و روشنی ، کوه و رودخانه ، همه و همه را روانی است که باید آنرا پرستید و اما در مورد ژاپنی ها در روزگار کهن که آیین شینتو در بین آنها رواج داشته است آنان مانند چینیان بر آن بودند که اختران ، ماه ، خورشید و رودخانه ها و کوهها و باران و تندر هر یک روانی دارند که گاه آدمی را یاری می رسانندو زمانی بلا و دشمنی می ورزندو نیز همانند چینیان همه این روانها را می پرستیدند و نیایش می کردند.هر گاه به باران  نیازمند بودند، به کنار رود خانه می رفتند و دعا می خواندند و طلب باران می کردند و نیز هرگاه می خواستند باران بند بیاید یا آفتاب بتابد باز از شهر بیرون می رفتند و خدای آفتاب را نیایش می کردند.

اما در باره زرتشتیان چنین نقل شده است که در شهر بمبئی بندر معروف هندوستان گروهی بسر می برند که همه روزه به هنگام غروب با جامه های سفید و زنارهای تابیده به کنار دریای عربی می روند و در آنجا دستهای خود را در آب فرو می برند و آنگاه تا نزدیک پیشانی بالا می آورند ، سپس زنارهای خویش را می گشایند و آن را نیز تا پیشانی خویش بالا می برند و چون بار دیگر زنارها را به کمر بستند سر خویش را به سوی خورشیدی که در افق فرو می رود بر می گردانند و این دعا را زیر لب می خوانند: « من با آوای بلند، پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را می ستایم.»

از مطالعه تاریخ چنین بر می آید که ایرانیان باستان نیز مانند هندوان ، نیروانا را نیایش نمی کردند ؛ بلکه همواره پیروزی یافتن بر دشمن و پر برکت شدن خرمنها موضوع مهمترین دعاهایشان بود.

در پایان زمستان و آغاز بهار ایرانیان روزگار کهن بر فراز کوهها می رفتند و از خدایان خویش می خواستند تا به غله آنان فزونی بخشدو چون چنینن می شد باز در پایان زمستان به آنجا می شدند و خدایان را نیایش می کردندو قربانی می دادند.

از هردوت مورخ یونانی سده پنجم پیش از مسیح گرفته تاآگاسیاس مورخ یونانی سده ششم پس از زایش مسیح آنان ستایش آب را بهایرانیاننسبت داده اند. هردوت می نویسد: ایرانیانخورشید ماه زمین آتش و آب را ستایش می نمودند و در جایی دیگر بیان می کند: ایرانیانآب را به ناپاکیآلوده نمی کردند و در آن دست نمی شستند و اجازه نمی دادند تا دیگران نیز آب راآلوده کنند. و منظور از آب آب جاری است و بر خلاف دیگر ملل که عموما شستشوهای خودرا در میان رودخانه ها انجام می دادند این مقدس و ارزشمند بودن آب باعث می گردید تاحمام ها و گرمابه های بسیاری در ایران ساخته شود و هنوز آثار آن برجای ماندهاست. استرابون جغرافی نویس یونانی نقل می کند : ایرانیاندر آب جاری حمام نمیکنند و در آن لاشه و مردار نمی اندازند.عموما آنچه ناپاک است در آن نمیریزند و درفرهنگ ایرانی ناهید فرشته ایست که نگهبانی آب با اوست و می دانیم که در آیینمزدیسنا برای کلیه آفریده های اهورامزدا یعنی آنچه که مفید و نیک است فرشته و موکلیقائل هستند و فرشته آب نیز دارای مقام بلند و ارجمندی نزدایرانیانبوده و ستایشی کهبرای اهورامزدا و گرامی داشتن آناهیتا خوانده می شود آب نیایشنام دارد .

 

 دعا در اسلام

اما دعا از دیدگاه اسلام یکی از وسیع ترین موضوعات در فرهنگ اسلامی است؛ چرا که آدم مومن در همه حال ذکر خدای می گوید و او را می خواند و خداوند تبارک و تعالی برای همه عبادات حد و مرزی را مقرر کرده است جز دعا که برای آن حد و مرزی قائل نشده است.

اگر بخواهیم دعا از دیدگاه اسلام را مورد بررسی قرار دهیم، باید به واژه هایی چون « دعا»، « ندا»  و « سؤال» توجه داشته باشیم؛ چرا که هریک به معنایی خاص به خود آمده است.

دعا، دعوت کردن خدا و خواستن اوست و اجابت دعوت یعنی قبول این دعوت و رو آوردن به سوی او تا جدایی و فاصله داشتن و محجوب بودن و پوشیده شدن برطرف گردد.

در معارف اسلامی در کنار دعا به الفاظی مثل سؤال، ندا  و طلب حاجت بر می خوریم ؛ اما دعا در حقیقت غیر از اینهاست.  مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان آورده است که دعا و دعوت یعنی؛ توجه شخص دعوت شده را به مطلب مورد دعوت جلب کردن، دعوت و دعا اعم از ندا است؛ زیرا ندا اختصاص به باب لفظ و صوت دارد؛ ولی دعا می تواند با لفظ باشد و می تواند با اشاره و امثال آن.

و اما دعای بنده در برابر پروردگار ، عبارت از آن است که دعا کننده رحمت و عنایت خدا را به خود منعطف کند و خود را در مقام بندگی و مملوکیت خدا قرار دهد؛ لذا عبادت در حقیقت همان دعاست؛ زیرا بنده در مقام عبادت با تبعیت و ذلت در برابر خدا ، خود را در مقام مملوک قرار می دهد رو به مولای خود می پیوندد تا خدا را با مقام مولویت و ربوبیتی که دارد به خود معطوف دارد.(4)

اما فرق بین دعا و سؤال آن طور که در تفسیر شریف المیزان آمده آن است که دعا و دعوت عبارت است از اینکه صاحب دعا نظر طرف را به خودش متوجه کند و سؤال این است که بعد از متوجه کردن او فایده و بهره ای را از او درخواست نماید.

بنابراین سؤال در حکم غرض و نتیجه دعاست و این معنا بر تمام موارد اطلاق سؤال قابل انطباق است مانند سؤال در مورد نداستن و سؤال به معنای محاسبه و سؤال به معنی تقاضای کمک و غیره.(5)

نظیر این گفته در کتاب « مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه » آمده است. آنجا که می گوید:

طلب حاجت یعنی در خواست کردن حاجتی از خداوند متعال و باید دانست که طلب حاجت پس از دعاست و تا دعا و اجابت آن محقق نشده است، طلب حاجت مفهوم پیدا نمی کند. بنابراین دعا یک چیز است و سؤال و طلب چیز دیگر و اجابت آن از طرف خداوند نیز  مسئله ای است جدا. نکته قابل توجه آن است که دعا منحصر به بنده نیست و در مورد خداوند نیز صادق است؛ منتهی دعا درباره خداوندگاهی تکوینی و گاه تشریعی است. تکوینی یعنی ایجاد کردن موجودی برای شیئی دیگر ، گویی خداوند آنرا به طرف آن شیء فرا می خواند، خداوند می فرماید: یوم یدعوکم فتستجیبون بحمده؛ یعنی روزی که شما را فرا می خواند و شما او را سپاس می گویید و تشریعی ؛ یعنی تکلیف مردم به این که خدا به زبان آیات از آنان خواسته است.

بنابراین دعا به معنای توجه دادن نظر مدعو است به سوی دعاکننده و اجابت به معنای پذیرفتن دعوت دعا کننده و روی آوردن به سوی او و در خواست به عنوان متمم و غایت در دعا مطرح است.

ای خدا زاری زتو، مرهم زتو

هم دعا از تو اجابت هم زتو

وانکه خواهی کز بلایش وارهی

جان او را در تضرع آوری

حق تعالی که سماوات آفرید

از برای رفع حاجات آفرید

 

 

پانوشتها:

1-       سرگذشت دینهای بزرگ/ص:15

2-       همان/43

3-       همان/44

4-       ترجمه و تفسیر المیزان/ج19/ص64

5-       همان/ص65

 

/ 0 نظر / 13 بازدید