کن فی الفتنة کابن اللبون
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی: فتنه

ریشه یابی فتنه در کلام امام رضا (ع) وبیانات مقام معظم رهبری

 

فتنه افراد بی بصیرت در جامعه اسلامی شدیدتر از فتنه دجال است

 امام رضا(ع) با ذکر ویژگی مهم فتنه‌گران یعنی دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان، پرده از ترفند آنان برداشته و معیار تشخیص حق و باطل را در فضای شبهه‌ناک کنونی بیان فرموده‌اند.

در کتاب وسائل‌الشیعة که توسط شیخ حرّ عاملی گردآوری شده و از زمان تألیف تاکنون مدار تحقیق و استنباط فقها در احکام شرعی بوده، روایتی از امام رضا علیه‌السلام درباره‌ی "فتنه "‌ آمده است که می‌فرمایند:

"إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.فقلتُ: بماذا؟قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ "*

"همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند،1 کسی هست که در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود. "

 

سیمای فتنه‌گران

بر اساس این بیان حضرت، کسانی که مدعی مودت اهل بیت هستند، ممکن است فتنه‌هایی بیافرینند که برای شیعیان واقعی، از فتنه‌ی دجال در آخرالزمان- که از نشانه‌های نزدیکی ظهور حضرت حجت(عج) است- شدیدتر و دشوارتر باشند. بنابراین نمی‌توان تنها با ظاهر اشخاص که خود را محب و طرفدار حق می‌نمایانند دل خوش کرد. بلکه باید رفتار و گفتار آن‌ها را با معیار حق سنجید.

در ادامه دلیل بروز این فتنه، به دوستی گرفتن دشمنان و دشمنی با دوستان اهل بیت- یعنی ارکان دین و ایمان- بیان شده است. این مسئله به نوبه‌ی خود، موجب اختلاط حق و باطل می‌شود و چهره‌ی حقیقت را به شبهه می‌آلاید تا جائی‌که مؤمن را نمی‌توان از منافق بازشناخت.

در واقع امام(ع) با ذکر ویژگی مهم فتنه‌گران یعنی دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان، پرده از ترفند آنان برداشته و معیار تشخیص حق و باطل را در فضای شبهه‌ناک بیان فرموده‌اند. بر این اساس کارآمدترین شاخص در این باره، بصیرت در تمسک به دو اصل "ولایت دوستان و برائت از دشمنان " است که در آموزه‌های دینی، لازمه‌ی ایمان شمرده شده‌اند.

در جامعه‌ی اسلامی هریک از شهروندان باید به خود نگاه کند تا گفتار و رفتار او دانسته و ندانسته بخشی از پازل دشمن را تکمیل نکند و جای دوست و دشمن عوض نشود. از این رو بیان ویژگی فتنه‌گران در کلام امام(ع) در واقع ارائه‌ی درمان و راه علاج هم هست. نخبگانی که در تصمیم‌سازی‌ها در جامعه‌ی اسلامی مؤثر هستند و کردار آن‌ها بر جهت‌گیری جامعه تأثیر می‌گذارد، باید مراقب نزدیک شدن به دشمنان باشند.

رهبر معظم انقلاب علاوه بر این‌که از سال‌ها پیش بر اهمیت توجه به "واکنش دشمن " در برابر "کنش نخبگان " در جامعه تأکید کرده‌اند، در چند ماه اخیر نیز بر این نگاه راهبردی تأکید ویژه‌ای داشته‌اند:

"یک وقت مى‌‌بینید ما در داخل جدول و پازل‌هاى دشمن قرار می‌گیریم- در پازل، مجموعه‌‌اى را کنار هم می‌چینند، تا یک شکلى از تویش در بیاید- تا یکى از این اجزاء را ما تأمین بکنیم. خوب، این خیلى چیز بدى است؛ ما باید سعى کنیم که تأمین‌‌کننده‌‌ى اجزاء او نباشیم. مثل این جدول حروف متقاطع که وقتى کنار هم گذاشته می‌شود، یک کلمه‌‌اى از تویش در مى‌‌آید. دشمن یک جدولى این جورى درست کرده، براى اینکه یک حرفى از تویش در بیاورد؛ چند تا از این حروف را هم ما بگذاریم! این را باید مراقبت کرد؛ بحث سر این است؛ باید جدول دشمن را کامل نکنیم؛ پازل دشمن را کامل نکنیم؛ ببینیم دشمن چه کار دارد می‌کند و چه کار می‌خواهد بکند؛ اهداف و حضور واضح او را ببینیم. 

 

ریشه فتنه

امام رضا علیه‌السلام ابتدا به ادعای مودت اهل بیت از سوی فتنه‌گران بدتر از دجال، اشاره می‌کنند. چون ظاهرسازی آن‌ها- در حالی که در پشت پرده با دشمنان دوستی می‌کنند- حقایق را بر کسانی که ولایت نسبت به دوستان و برائت از دشمنان را معیار نمی‌گیرند، می‌پوشاند. در چنین شرایطی، فضای فتنه به وجود می‌آید و دیگر مؤمن از منافق تشخیص داده نمی‌شود؛ زیرا منافقان خود را مصلح دلسوز می‌نمایاند. "آن چیزى که مشکل را ایجاد می‌کند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است که در بیان امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام هست: و لکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث، فیمزجان؛ فهنالک یستولى الشّیطان على اولیائه. "6

بنابراین دوستی با دشمنان که مبنای آن اعتماد به دشمن است، یکی از علل بروز فتنه- یعنی غبارآلود شدن فضای اذهان عمومی- است. رهبر انقلاب در سخنان مهم که سال‌ها پیش درباره‌ی تبیین طرح فروپاشی شوروی ایراد فرموده‌اند، به خطای تاریخی گورباچف در اعتماد به دشمنان کشورش، اشاره می‌کنند و مسؤولان جمهوری اسلامی را نیز به عبرت‌گیری از آن فرامی‌خوانند.

در این شرایط راه‌کار برون‌رفت از فتنه، هوشیاری و بصیرت در تشخیص حق و باطل و گم‌ نکردن معیارها در فضای آلوده‌ی افکار عمومی است. بصیرت، غبارآلودگى فتنه را از بین می‌برد اما اگر بصیرت نبود، ممکن است انسان حتی با نیت خوب، در راه بد قدم گذارد. اگر در جبهه‌ى جنگ راه را ندانیم و نقشه‌خوانى بلد نباشیم، ممکن است در محاصره‌ی دشمن قرار گیریم. در این شرایط تنها یک قطب‌نما می‌تواند به داد انسان برسد. در زندگىِ پیچیده‌ى اجتماعىِ امروز، می‌توان نام این قطب‌نما را بصیرت گذاشت.

از سوی دیگر با توجه به متن روایت، یکی از راه‌های کسب بصیرت و از بین بردن زمینه‌ی فتنه، اعتماد به دوستان و بدبینی نسبت به دشمنان و رفتار آنان است. رهبر انقلاب در این‌باره می‌گویند: "امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى که فعلاً قله‌ى اسلام‌طلبى در دنیاى اسلام است، صفوفى قرار گرفته‌اند؛ استکبار جهانى در قلب آن صفوف است؛ صهیونیسم در قلب آن صفوف است. این‌ها به طور صریح، دشمنان خونى اسلامند، پس دشمنان خونى جمهورى اسلامى‌اند. این شد یک معیار. اگر حرکتى کردیم، کارى کردیم که به نفع این دشمن انجام گرفت، باید بدانیم اگر غافلیم، هوشیار بشویم، بدانیم که داریم راه غلط می‌رویم. اگر حرکتى کردیم که دیدیم این دشمن را خشمگین می‌کند، بدانیم که راهمان راهِ درست است... آن چیزى که دشمن را خشمگین می‌کند، این همان خط درست است. آن چیزى که دشمن را مشعوف می‌کند، ذوق‌زده می‌کند، سعى می‌کند بر روى او هى تکیه کند؛ در تبلیغات، در سیاست‌ورزى، این آن خط کج است؛ این همان زاویه‌دارى است. "8

 

 

پی‌نوشت‌ها:

* وسائل الشیعه؛ ج 16؛ ص 179

1. ینتحل (از ریشه نحل در باب افتعال) معنای "به خود نسبت دادن "، "از آن خود دانستن "، "به ناحق مدعی چیزی بودن " و "به خود بستن " می‌دهد. نگاه کنید به: فرهنگ معاصر عربی- فارسی؛ آذرتاش آذرنوش؛ نشر نی؛ ص 676 (ذیل مدخل نحل)

2. در کتاب‌های لغت، دجال به معنی کذاب است. دجال را در زبان‌های فرانسه و انگلیسی، آنتی‌کریست نامیده‌اند که به معنی دشمن و ضد مسیح است.

بر اساس روایات شیعی، خروج دجال مقارن با آغاز حکومت جهانی حضرت امام مهدی(عج) است و از خروج او به عنوان فتنه و امتحانی سخت برای بشر یادشده است. او چنان فتنه‌ای بر پا می‌کند که در تاریخ سابقه نداشته باشد. پس از خروج، نخست ادعای نبوت کرده، سپس ادعای الوهیت می‌نماید و... اما ظهور دجال، در کتاب‌های اهل سنت، از نشانه‏‌های برپایی قیامت دانسته شده است.

بعضی از نویسندگان اسلامی با توجه به ریشه لغت، دجال را منحصر به یک فرد به‌خصوص نمی‌دانند بلکه آن را عنوانی کلی برای افراد پر تزویر حیله‌گر و حقه‌باز که برای فریب مردم از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند، می‌دانند. بر این اساس دجال هر شخصی است که با اغفال مردم، حق را با باطل آمیخته و از حق برای راهبرد اهداف شیطانی خود استفاده می‌کند. در منابع اسلامی نیز احادیثی راجع به متعدد بودن وجود دجال نقل شده‌است.

3. تکرار این مضمون در روایات اهل بیت بسیار زیاد است. برای نمونه: به امام صادق(ع) عرض شد: فلانی از دوستان شما اهل بیت است ولی در برائت از دشمنان شما سست و ضعیف است. حضرت فرمودند: هرگز چنین چیزی ممکن نیست! کسی که از دشمن ما بیزار و متنفر نباشد، در ادعای محبت ما دروغگو است./ بحارالانوار 27؛ 58

4. برای نمونه نگاه کنید به بحث "ریزش‌ها و رویش‌ها " در خطبه‌های نماز جمعه تهران به تاریخ 26/9/1378: "هر آدم عاقلى تا دید دشمن برایش کف مى‌زند، باید به فکر فرو برود و بگوید من چه غلطى کردم؛ من چه کار کردم که دشمن براى من کف مى‌زند؟! باید به خود بیاید. این مایه‌ى غُصه است که بعضى از کف زدن دشمن خوششان مى‌آید! اگر گلزن مهاجم ما در میدان فوتبال، اشتباهاً به دروازه‌ى خودش گل بزند، چه کسى در آن میدان کف خواهد زد؟ طرفداران تیم مقابل و مخالف. حالا شما وقتى که مى‌بینى دشمن برایت کف مى‌زند، باید بفهمى که به دروازه‌ى خودى گل زده‌اى! ببین چرا زدى؟ ببین چرا کردى؟ ببین چه اشتباهى کرده‌اى؟ ببین مشکلت کجاست؟ بگرد مشکل خودت را پیدا کن و توبه کن. "

5. دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری 2/7/1388

6. (در این‌جا شیطان بر دوستانش چیرگی می‌یابد!) سخنرانی در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون 22/9/1388

7. دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران 19/04/1379

8. سخنرانی در دیدار عمومى مردم چالوس و نوشهر 15/7/1388

نویسنده:مصطفی غفاری


 
دعا در اسلام
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی: دعا در اسلام

اهمیت دعا در اسلام

بخش عظیمی از احکام اسلامی را عبادات تشکیل می دهد. خداوند متعال برای همه عبادات حد و مرزی قایل شده به جز دعا و ذکر که آن را حد و مرزی نیست و وسیله ای برای نیل به تقرب الهی به شمار می رود.

در اهمیت دعا همین بس که نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) می فرماید: « قضای الهی را جز دعا برنمی گرداند». مطابق این فرمایش پیامبر(ص) ، دعا وسیله ای است که بلای مقرر ؛ یعنی بلایی را که اراده الهی به انجام آن تعلق گرفته، مرتفع می سازد.

در همین زمینه از عبدالله بن سنان از امام ششم حضرت صادق(ع) نقل شده است که فرمود: « دعا قضای خداوند را پس از آنکه حتمی شده باشد بر می گرداند، بسیار دعا کنید که دعا کلید همه رحمتها و وسیله رسیدن به همه خواسته ها است و به فیوضات حق نمی توان رسید مگر به وسیله دعا که هر دری که زیاد کوبیده شود، به روی انسان گشوده خواهد شد» .

همچنین از امام موسی بن جعفر(ع) نقل شده است : « به دعا بسیار دست یازید که دعا بلا را می گرداند حتی بلایی که مقدر شده باشد و تا سرحد امضای باریتعالی رسیده باشد».

پیامبر مکرم اسلام(ص) ، حضرت محمد مصطفی(ص) می فرمایند: « بلا چون قندیلی است که بین آسمان و زمین معلق می ماند، اگر بنده از خدا عافیت خواهد خداوند بلا را از او بگرداند» و نیز فرمود: « هر آنچه می خواهید، حتی بند کفش خود را از خداوند بخواهید که اگر خداوند آنها را برآورده نکند هرگز برآورده نخواهد شد.»

از خصوصیات مؤمن آن است که خدا را تنها هنگام تلخکامی ها و بروز حوادث و یا آنگاه که دچار بلا می شود نمی خواند؛ بلکه او همیشه لبانش به ذکر الهی مشغول و قلبش به یاد خداوند می تپد. او در عین سلامتی، طلب صحت از خداوند می نماید نه به هنگام مرض و بیماری.

نکته قابل توجه آن که گاهی دعا وسیله انتشار دین و حفظ ارزشهای اسلامی می گردد، همچنان که در عصر حضرت امام زین العابدین (ع) چنین بود. آن حضرت اهداف و ارزشهای والای انسانی و اسلامی را در دعاهای معروف خویش « صحیفه سجادیه» بیان می فرمودند تا آنجا که به قول مقام معظم رهبری می توانیم بگوییم که اگر دعاهای آن حضرت نبود قیام حضرت اباعبدالله علیه السلام بی ثمر می بود.(1)

این کتاب به لحاظ اهمیت ویژه ای که در معارف اسلامی دارد، اخت القرآن لقب گرفته است، یعنی همانطوری که قرآن کریم از جانب خداوند متعال به زبان محمد(ص) بیان شده است، صحیفه سجادیه هم به زبان حضرت امام زین العابدین بیان شده است.

این مجموعه را در حقیقت باید یک دایره المعارف اسلام دانست که حاوی بسیاری از علوم و حقایق اسلامی است که از راه دعا وارد شده و به دست ما رسیده است. بنابراین دعا همواره وسیله ای است برای تقرب جستن به سوی خدا که در لسان و روایات از آن به عنوان سلاح تعبیر شده است.

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: « می خواهید شما را به سلاحی هدایت کنم که شما را از دشمنان محفوظ نگهدارد و روزی تان را فراوان سازد؟ گفتند: آری یا رسول الله. فرمود: آفریدگار خود را شب و روز بخوان که سلاح مومن، دعا است».

و نیز از امام محمد باقر(ع) نقل شده است: « هیچ چیز نزد خداوند تبارک و تعالی از آن محبوبتر نیست که دعا کنی و از او حاجت بخواهی و هیچ چیز نزد خداوند مبغوض تر از آن نمی باشد که در عبادت او تکبر ورزی و از نعمتهایش چیزی نخواهی».

در قرآن کریم چنین آمده است: « و اذا سألک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان». علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان ذیل این آیه می گوید: در این آیه اجابت دعا به جمله « اذا دعان» قید شده؛ یعنی « در صورتی که مرا بخواند» و این قید زاید بر اصل مطلب نیست؛ چون فرض کلام دعا کردن خداوند است و فایده چنین قیدی این است که اجابت به هیچ قید و شرطی مشروط نیست و بدون شرط دعای صاحب دعا به اجابت خواهد رسید. نظیر آیه: « ادعونی استجب لکم»(2) که شرط استجابت دعا را تنها دعا کردن قرار داده است. هریک از این نکات به نوبه خود بر شدت عنایت امر دعا دلالت دارد و از خصوصیات این آیه شریفه این است که با همه اختصارش هفت مرتبه ضمیر متکلم در آن تکرار شده است. این تنها آیه ای است که در قرآن مجید از این امتیاز برخوردار است(3)

از مواردی که بر اهمیت دعا می افزاید این است که دعا خود نوعی عبادت است . چنانچه در تفسیر آیه« و قال ربکم ادعونی استجب لکم أن الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین» چنین آمده است:

این آیه علاوه بر این که مردم را به دعا کردن دعوت می کند و به ایشان نوید اجابت می دهد، دعا را عبادت شمرده و ترک کننده آن را به جهنم تهدید می نماید و چون مراد از « عبادت» در این آیه دعا است و برای ترک آن وعده عذاب الهی داده شده و عذاب اختصاصی به ترک یک قسم از اقسام عبادت ندارد، پس تمام اقسام عبادت به مقتضای این آیه دعا است.(4)

و در جایی دیگر در تفسیر همین آیه چنین آمده است:

این آیه دعوتی است از خداوند متعال به همه بندگانش ، دعوتی است به دعا و خواندن او، وعده ای است به استجابت آنان . به طوری که می بینیم هم دعا را مطلق آورده و هم مستجاب کردن آن را . کلمه داخرین جمع اسم فاعل از مصدر خور است- و به معنای ذلت است و این آیه دعای در آیه قبلی را مبدل به عبادت کرده تا بفهماند که دعا خود نوعی عبادت است.(5)

فضیلت دعا

این که خداوند متعال برای هر عبادتی جز دعا و ذکر حد و مرزی قایل شده خود دلیلی است بر فضیلت دعا.

در مکارم الاخلاق روایت شده که فضیلت دعا از خواندن قرآن بیشتر است؛ زیرا خداوند می فرماید: « قل یعبؤکم ربی لو لا دعاءکم» یعنی: اگر دعای شما نبود، پروردگار به شما توجهی نداشت و این معنی از حضرت باقر (ع) و حضرت صادق(ع) هم روایت شده است.(6)

غزالی در « احیاءعلوم الدین» می گوید: و درود فراوان بر سید انبیا ، محمد مصطفی (ص) و بر اهل بیت و یاران او که بهینگان اولیاءند و گزیدگان اصفیا ، بدان که پس از خواندن کتاب رحمانی و منشور آسمانی، هیچ عبادتی که آن را به زبان گزارند، فاضل تر از آن نیست که ذکر الهی گویند و حاجات خود را به دعای خالص در آن حضرت عرضه دارند.(7)

در «جامع السعادات» هم بیان شده که روزی حضرت ابراهیم(ع) به چیزی از لوازم زندگی احتیاج پیدا کرد و به یکی از همسایگان خود اظهار احتیاج نمود و او حاجت حضرت ابراهیم را برآورده نساخت. از این رو آن حضرت افسرده خاطر شد . خطاب شد به او که : « لو سئلت خلیلک لاعطاک» اگر حاجتت را از دوست خود حضرت حق سؤال می کردی به تو می داد. عرض کرد: خدایا چون تو از دنیا مذمت نمودی ترسیدم آن حاجت را از تو سؤال کنم و مورد غضب قرار گیرم. خطاب شد به او: « لیست الحاجه من الدنیا» یعنی: طلب حاجت جزئی از دنیا نیست. پس معلوم می شود که یکی از وظایف بزرگ بندگان اظهار حاجت نمودن آنها درب خانه حضرت حق در موقع گرفتاری و ابتلاءات خود است؛ بلکه از بسیاری از اخبار استفاده می شود که خود دعا و اظهار حاجت پیش خداوند از عبادات بزرگ است، اعم از اینکه دعا مستجاب بشود یا نه؛ چنانچه در « سفینه البحار» از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود: « افضل عباده امتی بعد قراءه القرآن الدعا» یعنی: بعد از قرائت قرآن برتریت عبادات امت من دعا کردن است.

پا نوشتها:

1-       نقل به مضمون از سخنان مقام معظم رهبری

2-       مؤمن/60

3-       ترجمه و تفسیر المیزان/ ج 3/ ص 41

4-       همان/ ص 46

5-       همان/ ج 34/ ص 226

6-       همان / ج 3/ ص 47

7-       امام محمد غزالی/ احیا علوم الدین/ ج 2/ ص 399